لیلا صادقی

یوزپلنگانی که با من دویده‌اند، بیژن نجدی


1. مقدمه
نظریه نقد ادبی به دلیل وجود محدودیت‌هایی قادر به اتصال جهان متن ادبی به جهان خواننده و بررسی همه زوایای یک متن داستانی نیست، بدین منظور نیاز به نظریه‌ای است که هم از دیدگاه علمی زبان‌شناختی و هم از دیدگاه خلاقیت ادبی بتواند وارد فضای متن شود که نظریه‌ی جهان‌های متن در شعرشناسی شناختی این امکان را ایجاد می‌کند. در شعرشناسی شناختی، جایی که جهان متن ادبی به جهان خواننده متصل می‌شود، برای خوانش داستان از رویکردی به نام جهان متن استفاده می‌شود که برای درک یک اثر قادر به شناسائی جهان‌های متفاوت و نیز شناخت عناصر جهان‌ساز است. در این مجال، به تحلیل داستان‌های کوتاه بیژن نجدی در مجموعه‌ی “یوزپلنگانی که با من دویده‌اند”، با توجه به لایه‌های مختلف جهان‌های متن می‌پردازیم.
در پدیدارشناسی میان اشیائی که خودمختارند و اشیائی که غیرخودمختارند، تمایز وجود دارد. اشیاء خودمختار دارای وجود مادی و عینی هستند، مانند کتاب و اشیاء غیرخودمختار دارای وجهی کل‌نگر و بینافردی مانند ادبیات. برای ارائه یک شرح علمی از ادبیات، هر اثر داستانی دارای دو نقطه کانونی است. نقطه‌ی کانونی اول، لایه عینی و مادی آن است که در مجموعه‌ داستان نجدی به صورت ده داستان ذیل نام “یوزپلنگانی که با من دویده‌اند” به صورت یک کتاب ارائه می‌شود. در این اثر، مادیت غیرقابل تغییر کلمات بر کاغذ ، طرح‌بندی، اندازه و نوع فونت دارای ویژگی نشاندار و ممیزی نیست. در نتیجه، از حیث نقطه کانونی اول، این اثر صرفن به دلیل عناصر مربوط به جلد، که از عناصر مادی کتاب محسوب می‌شود، قابل بررسی است. برخلاف بسیاری از خوانش‌ها که نام کتاب را به جهان خارج از متن داستان ارجاع داده‌اند، در رویکرد شعرشناختی شناختی، به دلیل خود ارجاع بودن اثر داستانی، این نام با توجه به ده داستان درون کتاب قابل خوانش خواهد بود. طاهر، ملیحه، مرتضی، اسب قالان خان، پدر طاهر، سید و مرتضی، عروسک پارچه‌ای، دکتر مرادی و دیگر شخصیت‌های این داستان‌ها، همان یوزپلنگانی هستند که با من راوی کتاب دویده‌اند یا با من مخاطب. در اینجا نمی‌توان گفت که این من، راوی است و یا مخاطب، چرا که نام این کتاب، یک جهان گفتمانی شامل یوزپلنگان را ایجاد می‌کند و این جهان گفتمانی به‌واسطه بند پیروی “که با من دویده‌اند”، یک جهان دیگر را در خود درونه‌گیری می‌کند. جهانی که شامل من و دیگرانی است که با من دویده‌اند. عبارت اشاره‌ای من، به دلیل غیرقابل دسترس بودن برای مشارکان سخن (یعنی شخصیت‌‌های داستانی و مخاطب) به دو صورت قابل خوانش است. یعنی من هم می‌تواند به راوی و هم می‌تواند به مخاطب بازگردد. شخصیت‌هایی که از فضای زندگی راوی ساخته شده‌اند و هم‌پای او دویده‌اند و این داستان‌ها را به‌وجود آورده‌اند. همچنین، منی که به مخاطب برگردد و نشان‌دهنده شخصیت‌های داستانی باشد که در طول داستان قرار است همراه مخاطب بدوند و به کشف و لذت‌های داستانی مخاطب کمک کنند.
نقطه‌ی کانونی دوم در خوانش یک اثر داستانی، مشارکت خودآگاه خواننده است که شامل دانش، تجربه، حافظه و احساس خواننده است که به خوانش یک اثر داده می‌شود. در سنت تحلیل‌های زبان‌شناختی، بیشتر بر نقطه‌ی کانونی اول تکیه می‌شد و در رویکردهای جدید سبک‌شناختی به جنبه‌های خوانشی و پویای ادبیات. اما شعرشناسی شناختی از هر دو نقطه‌ی کانونی برای ارائه تحلیل ادبی استفاده می‌کند و نظریه‌ی جهان‌های متن یکی از شاخه‌های این رویکرد به‌شمار می‌رود که دارای سه لایه است: جهان گفتمان، جهان متن و جهان زیرشمول.
2. نظریه‌ی جهان متن
1.2. جهان گفتمان
جهان گفتمان عبارت است از ادراک‌هایی از موقعیت آنی و باورها، دانش، خاطرات، امیدها، رویاها، قصد و تخیل مشارکان گفتمان. نجدی در آثار خود، با ایجاد عناصر مشترک در همه‌ی داستان‌ها جهان گفتمانی منسجمی برای مجموعه داستان خود ایجاد می‌کند و بدین‌سان داستان‌های مجزا را به صورتی نامرئی به هم مرتبط می‌کند. شخصیت‌هایی چون ملیحه و طاهر که جزو اصلی ترین شخصیت‌های این جهان گفتمان هستند، باعث می‌شوند که این جهان کلان به وجود بیاید و جهان گفتمانی این اثر را از زاویه‌ی دیدهای متفاوت و در تکه‌های جهانی متفاوتی شکل دهد که داستان‌ها را به هم مرتبط می‌کند.
2.2. جهان متن
در لایه جهان متن، فقط آن اطلاعاتی که بافت لازم را شکل می‌دهد، به کار می‌رود که خود دارای دو سطح متفاوت است، به نام عناصر جهان‌ساز و گزاره‌های نقش‌گستر که به شکل‌گیری متن کمک می‌کنند. زمان، مکان، شخصیت‌ و اشیاء در داستان در لایه‌ی اول و نوع متن، نوع اسناد، کارکرد و کارگفت‌ها در لایه‌ی دوم متن شکل می‌گیرند و منجر به مشخص شدن سبک زبانی داستان می‌شوند. نکته حائز اهمیت در این نظریه‌، با توجه به مطالعه‌ی آثار داستانی نجدی، این است که هر جهان،‌ می‌تواند جهان‌های دیگری را در خود درونه‌گیری کند و به شکل‌گیری فضای داستانی با شگردهای مختلف روایی بینجامد.
2.3. جهان‌های زیرشمول
جهان‌های ‌زیر شمول عبارتند از جهان عبارات اشاره‌ای، نگرشی و معرفت‌شناختی که به ساخت روایت داستانی با استفاده از دانش‌ پیش‌زمینه‌ای، استدلال و فعال‌سازی داستان‌های زیرساختی می‌انجامد و مشخصه‌ی اصلی متنیت داستانی در آثار این نویسنده است.
1.2.3. جهان‌های زیرشمول عبارات اشاری
عبارات اشاره‌ای شامل عقب‌رفت (فلش بک) یا جلو رفت (فلش فوروارد) و یا هر نوع عزیمت از موقعیت کنونی است. تغییر جهان‌های عبارات اشاری مستلزم تنوع یک یا چند عنصر جهان‌ساز است که معمولن این تغییر در زمان و یا مکان رخ می‌دهد. در “روز اسب‌ریزی”، شخصیت اصلی گاهی اول شخص است و گاهی سوم شخص. زمانی که شخصیت داستان به صورت اول شخص به‌کار می‌رود، توصیف‌هایی که نشان‌دهنده ماهیت اوست، به‌کار می‌رود و زمانی که به صورت سوم شخص است، کلمه اسب برای نشان‌دادن هویت به صورت مستقیم بیان می‌شود و در پایان‌بندی داستان، شخصیت اصلی بین من و اسب در نوسان است که این خود جهانی زیرشمول به‌شمار می‌رود. در این جهان زیرشمول، یکبار شخصیت داستان از فاصله‌ای نزدیک با راوی دیده می‌شود و تبدیل می‌شود به من و یکبار از فاصله‌ای دور که تبدیل می‌شود به او. دو نگاه متفاوت راوی به یک شخصیت، باعث می‌شود دو جهان مختلف را در یک جهان کلی‌تر بدین‌صورت درونه‌گیری کند که شخصیت یکبار از زاویه دید من نگاه می‌شود و یکبار از زاویه دید دیگری و یک داستان با دو زاویه دید موازی روایت می‌شود.
از مهم‌ترین ویژگی‌های سبکی نجدی، استفاده از امکانات جهان‌های زیرشمول عبارات اشاری است، بدین صورت که با عقب و جلو کردن زمان و مکان و گاهی ضمایر به ایجاد جهان‌های داستانی نو دست می‌زند. در داستان “سپرده به زمین”، در بخشی از داستان که ملیحه خطاب به طاهر می‌گوید که به بیرون از خانه سرکی بکشد، کلمه “بیرون” حواس طاهر را خاطره‌ای در گذشته می‌برد، اما این خاطره از زبان راوی به صورت سوم شخص بیان می‌شود. و با جمله‌ی ملیحه طاهر و راوی هر دو از فضای آن خاطره (عقب‌رفت) بیرون می‌آیند. این خاطره که یک جهان زیرشمول است، به ساخت بخشی از داستان می‌پردازد که شخصیت‌گستر و صحنه‌گستر است. درواقع، تغییر ضمیر اشاری و مکان روایی و همچنین زمان روایی با تغییر یک جهان به جهان دیگر رخ می‌دهد و روایت داستانی شکل می‌گیرد.
2.2.3. جهان‌های زیرشمول نگرشی
جهان زیرشمول نگرشی شامل جایگزینی آرزو، باور یا هدف مشارکان یا شخصیت‌ها به صورت جهان‌های آرزو، جهان‌های باور و جهان‌های هدف است. نوع دیگری از جهان‌های زیرشمول نگرشی به‌کار بردن برخی کلمات در ظاهر نامرتبط است که در بافت گره‌ی ارتباطی آن‌ها ایجاد شده است. کلمه‌هایی که به دلیل نوع همنشینی، نوع نگرش شخصیت داستان را نشان می‌دهند. قابل ذکر است که مهم‌ترین ویژگی سبکی نجدی، بیان جهان‌های زیر شمول باوری، هدفی یا آرزو به‌واسطه‌ی به‌کار بردن کلمه‌هایی که ویژگی‌های خود را بر حوزه مقصد نگاشت می‌کنند. به عنوان مثال،
“طاهر گفت: می خوای یه دقه بنشینیم؟
ـ کاش یکی از درخت ها پسر طاهر بود (ملیحه فکر می‌کرد).”
در اینجا دوباره از همان شگرد استفاده شده، بدین صورت که درخت و پسر طاهر بودن در ظاهر هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، اما در این بافت باعث شکل دادن یک جهان زیرشمول نگرشی می‌شوند. لازم به ذکر است که گزاره فکرکردن در پرانتز برای تأکید بر این شگرد آورده می‌شود و این فکر کردن، خود نشان‌دهنده نگرش ملیحه است و خواننده را از جهان متن داستان به جهان فکر ملیحه می‌برد.
3.2.3. زیرشمول معرفت‌شناختی
جهان زیرشمول معرفت‌شناختی، ابزاری است که نظریه جهان متن بواسطه‌ی آن ابعاد امکان و احتمال را تنظیم می‌کند. مفهوم جهان‌های معرفت‌شناختی می‌توانند حاوی تغییر در زمان، مکان، شخصیت و اشیاء باشد و همچنین حاوی همه بافتارهای جهان احتمالی که می‌توانند انگیخته شوند. به عنوان مثال، در داستان “مرا بفرستید به تونل” مشاهده می‌کنیم که راوی برخلاف انتظار خواننده فعل نفی در جمله‌ای به‌کار می‌رود که از لحاظ منطق داستانی قابل خوانش است: “بعد از روشن شدن چراغها، آنها به صدای ذهن از دست رفته مرتضی گوش دادند و مرتضی از لای پلکهای نیمه‌بازش به آنها نگاه نکرد.” (56). به‌کار بردن فعل منفی، این جهان زیرشمول را می‌سازد که مرتضی ممکن است زنده باشد، اما نه به صورت طبیعی. چرا که این انتظار در خواننده به‌واسطه عبارت قبل ایجاد شده است که مرتضی چشمش را باز کند، ولی راوی کاملن برخلاف انتظاری که ایجاد می‌کند، جمله را تمام می‌کند.
در پردازش جهان‌های متن و جهان‌های زیرشمول، مشارکان (و شخصیت‌ها) می‌توانند بین جهان‌ها حرکت کنند و این شگرد در داستان‌ “شب سهراب‌کشان” که دو خط پیرنگ هم‌زمان دنبال می‌شود، به‌کار می‌رود و این دو خط در بخش‌هایی جایگزین هم می‌شوند تا اینکه داستان به اوج برسد. همه جهان‌های زیرشمول دارای مفاهیمی قابل دسترس برای مشارکان هستند، اما برخی فقط برای شخصیت‌ها قابل دسترس هستند.

http://www.leilasadeghi.com/article.aspx?id=684